۴ اردیبهشت ۱۳۸۸

قصه ها ناقص نمی مانند!

روزی شیوانا از مقابل مدرسه ای می گذشت. مدیر مدرسه را دید که کتاب های قصه را مقابل خود گذاشته و بعضی از صفحات آن را با قیچی می برد!! شیوانا با تعجب از مدیر مدرسه دلیل اینکار را پرسید. مدیر گفت: "این کتاب قصه ها را از سرزمین دوری آورده اند، که فرهنگ و عقاید آنها با ما متفاوت است. آن بخش هایی که با فرهنگ بچه های این دیار همخوانی ندارد را پاره می کنم و از بین می برم تا بچه ها آنها را نبینند و چشم و گوششان باز نشود!!"شیوانا یکی از کتاب ها را برداشت و ورق زد و گفت: "اما تو با اینکار باعث می شوی که بخش هایی از قصه ناقص شود و بچه ها خودشان در ذهن خود بخش های از بین رفته را بازسازی کنند. نویسنده این قصه ها اگر واقعا قصد تخریب ذهن و فکر کودکان این دیار را داشت، تو در عمل با وادار سازی کودکان به بازسازی صحنه های حذف شده توسط خودشان، به این تخریب و ویرانگری کمک می کنی!!! به جای پاره کردن و ناقص کردن این قصه ها و تحویل نسخه های ناقص و بریده به کودکان و ایجاد نفرت در وجود آنها و وادار سازی آنها به بازسازی بخش های ناقص در درون ذهن خود، تمام این کتاب ها را به گوشه ای بریز و خودت برای بچه ها مناسب فرهنگ و عقاید سنتی این دیار کتاب قصه بنویس!! وقتی کسی در ذهنش قصه ناقصی را بازسازی و کامل می کند، خود را در قصه سهیم می داند و به آن علاقه مند می شود. چرا با دست خودت علاقه به فرهنگ مخرب سرزمین دور را در کودکان این دیار ایجاد می کنی!!

۱ اردیبهشت ۱۳۸۸

دکتر سلطان زاده اعتقاد دارد دین مبین اسلام با ورود به سرزمین ایران بر معماری ایرانی تاثیر گذاشته و با ورود اسلام تازه هایی بر معماری ایران افزوده شده و گاهی عناصری از معماری ایران کم شده است مثلا ایشان معتقد است درمعماری مساجد سرزمین های اسلامی ، هیچ کجا تزئینات به صورت نقش و تصویر وجود ندارد در حالی که در معماری ایرانی قبل از اسلام در بسیاری از بناها مثل تخت جمشید نقوش و تصاویر را به صورت تزئینات برجسته مشاهده می کنیم.پس این تاثیر آموزه های اسلام است که این نقوش و تصاویر از معماری اسلام حذف شده است ،پس معماری اسلامی وجود دارد.البته بهتر است بگوییم هنر دوران اسلامی یا هنر تمدن اسلامی زیرا هنر اسلامی به نظر برخی یعنی هنری که اسلام تجویز می کند.
هنر دوران اسلامی ایران ، مصر و هند هم اشتراکاتی دارد و هم تفاوت هایی ، این اشتراکات را می توان تاثیر اسلام بر هنر این سرزمین ها دانست.
اما دکتر ایمان رئیسی نظردیگری در این زمینه دارد ، او معتقد است معماری یا هنر اسلامی اصلا وجود ندارد بلکه معماری ایران در دوران اسلامی وجود دارد.
دکتر رئیسی با نظر ماکسیم سیرو موافق است که:
"هنگامی که مسلمانان به داخل ایران نفوذ کردند ، هیچ نوع فرمول معماری که زائیده نبوغ آنها یا منطبق با مذهب آنان باشد ، در این سرزمین به کار نبردند.بر حسب این پدیده ، اماکن عمومی بسیاری - که ویژه مراسم آئین ملی بود - مستقیما توسط نومسلمانان ایران مجددا مورد استفاده یا تقلید قرار گرفت."
طبق این نظریه حتی مسلمانان تحت تاثیر معماری ایران قرار گرفته و آن را الگوی خود قرار داده اند.
لازم به یاد آوری است که بسیاری از مساجد از جمله مسجد جامع اصفهان و مسجد جامع اردستان قبلا آتشکده بوده اند و با ورود اسلام تنها تغییر کاربری داده اند.
نظر شما چیست؟ آیا معماری اسلامی در ایران وجود دارد یا معماری ایران در دوره اسلامی؟